کد خبر:21660
پ
انقضای برجام

چین توانست اقتصاد بزرگ غرب را به رویارویی سختی دعوت کند

به گزارش پگاه خبر؛شاید برجام آن خاصیت گذشته خودرا نداشته باشد. گذرزمان بسیاری مسایل را روشن کرد خصوصا که بعضی اقتصادی های بزرگ در حال خرد شدن هستند و بعضی اقتصاد های خرد درحال برچیده شدن است. مثلا اقتصاد بزرگ آمریکا درحال خرد شدن است چرا که زیادی بزرگ شده واز سود های کلان فاصله […]

به گزارش پگاه خبر؛شاید برجام آن خاصیت گذشته خودرا نداشته باشد. گذرزمان بسیاری مسایل را روشن کرد خصوصا که بعضی اقتصادی های بزرگ در حال خرد شدن هستند و بعضی اقتصاد های خرد درحال برچیده شدن است. مثلا اقتصاد بزرگ آمریکا درحال خرد شدن است چرا که زیادی بزرگ شده واز سود های کلان فاصله گرفته است. اقتصادمتکی به بخش های خصوصی آمریکا این روزها دررقابت با اقتصاد جهانی تشخیص داده ، باید به سمت کوچک شدن ورفع توقعات بزرگ جهانی حرکت کنند.

 مدل اقتصادنوین مدلی است که آمریکا در افغانستان پیاده نموده است. خروج فیزیکی وکاهش هزینه های سربار و البته واگذاری امور اجرایی به نیروهای بومی وکاهش انتظارات قطب های تحول خواه سنتی ونیز تمرکز جمعیت و کاهش تقاضا برای مهاجرت.واکاوی پرونده لیدرهای تحول خواه نشان میدهد این لیدر ها تحت تاثیر سیاست های برون مرزی و فشارهای درون مرزها با انگیزه اصلاحات هستندو قادرند در مقطعی از زمان با ایجاد هیجان ،ملت را با خود همراه کنند.

اگر خوب به اقتصاد آمریکا توجه کنیم ، این اقتصاد را می توان به عنوان مخلوقی از اقتصاد یهود بررسی کرد.  جمعیت آمریکا یک جمعیت چند ملیتی است واقتصاد مستقر درآن کشور نیز چند ملیتی با محوریت اقتصاد یهود است.به خاطر داشته باشیم زمانی آمریکا مستعمره  انگلستان بود و در مقطعی از زمان به لحاظ سیاسی دچار فروپاشی و اقتصاد آن با رویکری نوین پایه گذاری شد.

قبل و همزمان با پیروزی متفقین در جنگ دوم جهانی اقتصاد یهود باعث شد، اقتصاد درایالات متحده آمریکا شکل دیگری بخود بگیرد. آمریکا درنیمه راه جنگ جهانی با قدرتی غیر قابل انتظار وارد میدان نبرد شد که کفه قدرت را به سمت متفقین سنگین کرد. درواقع یهودیانی که از میدان هلاکت نازیسم گریخته بودند دراین کشوراجتماع و نقشه سرنگونی پیشوای آلمان ومتحدینش را کشیدند .

آمریکا به جای انگلیس برشمار مستعمرات خود پس از پایان جنگ افزود.  جهان به دو بلوک شرق وغرب تقسیم شد. پیمان ورشو وناتو بیانگر همین تقسیم بندی جهانی بود. دراین بین رویارویی آمریکا واتحاد جماهیر شوروی در صدر اخبار سیاسی اقتصادی جهان بود. انگلیس به شمار کشور های اتحادیه اروپا پیوست واز هزینه های سنگین لشکرکشی به مناطق جهان شانه خالی کرد. هر چند حضور آن در پیمان ناتو محسوس وملموس بود. در سالهای جنگ سرد که با اشغال بعضی کشور ها وتبدیل ان به نیمه شرقی وغربی همراه بود شوروی هزینه های سنگینی در بعد نظامی پرداخت. آخرین حضورمستقیم نظامی اتحاد جماهیر شوروی شاید درافغانستان بود. هزینه های سربار باعث خروج این کشور از افغانستان شداما تفکر برجای مانده ازسلطه نطامی همان تفکر استعمار نو در غارت منابع  این کشور بود.

 اتحاد جماهیر شوروی درهمان سالها تصمیم به خردنمودن اقتصاد خود گرفت. کشورروسیه با تمرکزبر جمهوریت شکل گرفت و دکترین اقتصادی با دیپلماسی فراگیر آغازربکار کرد.

کشورهای کمونیستی چون چین از جمله هم پیمانان اقتصادی روسیه هستند. پایه گذاری منطقه اوراسیا ونفوذ حوزه یورو یکی از برنامه های اصلی این دو کشور در منطقه شرق است. هرچند خلاصی از دلار به موازات پوند کار چندان آسانی نیست .

چین نیز محور برنامه های خود را بردیپلماسی اقتصادی پایه گذاری نمودو کشور گشایی خود را با نفوذ تولیدات انبوه  آغاز کرد.  تولید علم وتکنولوژی دستاورد بزرگ چین بود. چین توانست اقتصاد بزرگ غرب را به رویارویی سختی دعوت کند.

جنگ سرد وارد فاز جدید خود شده بود و رقابت بنیان براندازی درگرفته بود. محصول این نبرد در دوسال گذشته وتهدیدات سخت فی مابین دو بلوک به انتشار کووید ۱۹ ختم شد که به نوعی آغاز گر جنگ جهانی سوم ووارد آوردن تلفات خاموش وسنگینی گردید .جنگی که دامنه آن دوست ودشمن نشناخت.

سالهای سال بود که در مورد آلودگی زمین وازدیاد جمعیت سخن گفته می شد و راهکارهای بسیاری مورد توجه قرار گرفت. تولیدات تسلیحاتی ومیکروبی بیانگر آغاز جنگ های بزرگی بود که مخالفت های مردم در نقاط مختلف جهان را به همراه داشت. پیام مردم پایان خشونت وجنگ و دستیابی به رفاه وآسایش بود. دراین میان دو بلوک غرب وشرق براین باور که ملت ها زیر بار جنگ های جهانی ومنطقه ای نمی روند دامنه جنگ سرد را به جنگ بیولوژیک کشاندند.

 هر چند دستیابی هر کدام به ویروس وپدافند درمقابل آن نوعی پیروزی محسوب می شود اما انگار شرقی ها توانستنددراین میدان پیش دستی کنند.پیش دستی که به شلیک موشک های بالستیک دارای کلاهک هسته ای ربطی ندارد و شاید به دوران گذر از نبردهای موشکی اطلاق شود.

حالا تمامی معادلات اقتصادی جهان دچار تغییر شده است. نه نفت می تواند فروش آنچنانی وتامین کننده نیازهای اقتصادملی را داشته باشد ونه صنعت بزرگ گردشگری. درواقع اقتصاد جهان با انتشار یک ویروس زمینگیر شد. بطور قطع کلید خاتمه این جنگ نیز دراختیار ابرقدرت ها  است وتاریخ خاتمه جنگ نیز پیش بینی شده است اما باید دید کدام کشور دراین میدان پیروز واقعی است.

 کشوری که بیشترین پادزهر را فروخته و فروشنده اصلی مواد اولیه آن بوده است. دراین بین هم کشتار خاموشی را شاهد بودیم و هم درآمدهای سرشاری را برای خواص که در هر صورت باید به حال ملت ها تاسف خورد واشک ریخت.

از این جهت وهمانطور که درابتدای مقاله اشاره شد، می توان با این پیش فرض که اقتصاد جهان تغییر ماهیت داده است ، برجام را فرمولی غیر قابل تاثیر ارزیابی نمود کشدار شدن مذاکرات خود حدیثی دگر از این ماجرا نقل میکند. شاید اگر  برجامی در کار باشد  باید با تغییر ماهیت نسبت به گذشته به مذاکره گذاشته شود ، هرچند اگر مذاکره ای برای توافق  دربین باشدو یا طرح این سوال که کدام توافق وبرسر کدامین موضوع ؟

فرزادوثوقی روزنامه نگار

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید